آشناهای
غریب همیشه زیادند آشنا هایی که میایند و میروند آشناهایی که برای ما آشنا یند ... ولی ما برای آنها نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود که همه روزی
آشنای غریب میشوند یکی هست ولی نیست یکی نیست ولی هست یکی میگوید هستم ولی نیست یکی میگوید نیستم ولی هست و در پایان همه بودنها و نبودنها تازه متوجه میشوی :که یکی بود هیشکی نبود این است دردی که درمانش را نمیدانند و ما هم نمیدانیم که آن یکی که هست کیست و آن هیچکس کجاست کاش میشد یافت کاش میشد شکستنی نبود کاش میشد اشکنان لاین...
ما را در سایت اشکنان لاین دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 51
تاريخ: چهارشنبه
30 آذر
1401 ساعت: 20:08